خرید بک لینک

چراغ رو که شبا خاموش میکنم میام ببوسمت، تو دستام آب میشه صورتت خنده م محو میشه، اشکام پیدا میشه

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 13:53

خود آینده م داره بیخ گوشم وز وز میکنه میگه زود باش اسم این مادرجنده ها رو یادداشت کن پس فردا اومدن سمتت، صدات زدن دست و دلت نلرزه .

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 13:53

خیلی برام هیجان انگیزه که همکاری مشترک از صربستان ، رومانی، تبریز ، تهران + دنیای ارواح شد .

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 13:53

از وقتی علی رو ول کردم یادم رفت کی بودم'>بودم و گمشدم

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1402 ساعت: 17:18

با اینکه از دست دادمش ولی انگار یک بار دیگه عاشق خودش شدم منتهی این دفعه تو درونم حملش میکنم .

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1402 ساعت: 17:18

لزومی نداره یه آدم تا آخر عمرش هم بتونه و فرصت اینو به دست بیاره که چیزی که شما از فلان مفهوم تجربه کردید تجربه کنه

بعضی چیزا به سن نیست

خیلی منحصره و اسمش شاید برای عامه آشنا باشه فقط.

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1402 ساعت: 17:18

صفحه بندی